گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي محل تولد : تهران تاريخ تولد : 1297
خلاصه : استاد
سعيد نفيسيفرزند علي اكبر ناظم الاطبا. ، در سال 1274 ه. ش در تهران متولد
شد . نفيسي علومابتدايي را در تهران به پايان رسانيد و براي ادامة تحصيل
به اروپا رهسپار گرديد. ويدر سال 1297 به ايران بازگشت و در وزارت فوائد
عامه مشغول خدمت گرديد و در اين مدتبه مشاغل چندي دست يافت . در سال 1308
شمسي از طرف وزارت فرهنگ به تدريس در دانشكدةحقوق و ادبيات منصوب و مامور
شد و سالها در سمت استادي دانشگاه تهران به تدريساشتغال داشت ؛ سرانجام
نفيسي در سال 1354 بدرود حيات گفت .
والدين و انساب : خانواده
پدري استاد نفيسي تا يازدهپشت پزشك بودند و نياي يازدهمش حكيم برهان الدين
نفيسي بن عوض بن حكيم كرماني ،صاحبتاليفات عديد ه در طب ،كه برخي از آنها
تاروزي كه طب قديم در ايران تدريس مي شد جزوكتب درسي بود. پدرش ملقب به
ناظم الاطباء از مردمان كرمان و مردي دانشمندبود. [ تاليف سيد محمد برقعي ، سخنوران نامي ايران ،ج 6 ، ص 3667 ]
خاطرات كودكي : پيرامون
دوران كودكي نفيسي از مادرشنقل قول مي كنيم ؛؛ ميان بچه هاي من سعيد از
همه كنجكاوتر و پر حرفتر بود ...؛؛ ميگويند در مدرسه شاگرد زياد منظمي
نبود ولي هوش و حافظه اش عالي و طرف توجه بودهاست.
اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : استادنفيسي
با وجود پرورش در يك محيط اشرافي سطح بالا ,بسيار ساده مي زيست و هيچ به
ظاهرزندگي توجهي نداشت.تنوع مطا لعات ومعلومات اجتماعيش چنان بود كه با هر
طبقه از مردمصحبت مي كرد گوئي از آنان بود ,گذشته از ادبا ,نويسندگان و
مورخان و مانند آنهاروحانيون , هنرمندان , موسيقي دانان , اهل سياست و
جوان همه محضرش را راضي ترك ميكردند.حتي در ميان مردم عادي بواسطه جواب
سلامهاي گرم واحوال پرسي هاي يكرنگي كه ميكرد محبوبيت بخصوصي داشت.
تحصيلات رسمي و حرفه اي : نفيسي
تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدارس شرف و علميه به پايان برد وسپس براي
ادامه تحصيل به اروپا رفت و در سويس و پاريس تحصيلات خود را پي
گرفت.[ناتلخانلري و يوسفي هروي ، اثر آفرينان - زندگي نامه نام آوران
فرهنگي ايران ، زير نظر : دكترعبدالحسين نوايي ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ، ج 6 ، ص 60 ]
خاطرات و وقايع تحصيل : نفيسي
از دوران تحصيل خويشچنين ياد مي كند: « ... تازه در كتاب خواندن ورزيده و
آزموده شده بودم . همين قدرمي دانستم چه كتاب هايي را بايستي زودتر بخوانم
، كي بخوانم ، چطور بخوانم . شب هايزمستان پاي كرسي ، شب هاي تابستان روي
بام خانه تا چشم هنوز سنگين نشده بود ، پايچراغ يا لامپ كتاب مي خواندم .
هميشه مددي با من بود و در ضمن خواندن به هر جملهجالبي كه بر مي خوردم
حاشيه آن را خط مي كشيدم. چشمم كه سنگين كه مي شد همان مدادرا در لاي ورقي
كه به آن رسيده بودم مي گذاشتم و آن را در كتار بستر جا جا مي دادم . فردا
كتاب را مي گشودم و آن جمله هاي جالبي كه ياد گرفته بودم در دفترهاي
خشتينازك رونويس مي كردم. نام نويسنده را در پايين آن جا مي دادم و من
هنوز بيست و دوسه دفتر از آن زمان به يادگار دارم » . [ از نيما تا روزگار
ما ، تاليف : يحييآريان پور ، تهران : انتشارات زوار ، ص 259 ]
فعاليتهايضمن تحصيل : ملك الشعراي بهار در دي ماه سال 1294 جمعيتي به نام « دانشكده
» در تهران بنياد نهاد و نويسندگان و گويندگان جوان آن زمان را در
پيرامونخود گردآورد و در اردبيهشت سال 1297 مجله دانشكده را ، كه ناشر
افكار و آثار اعضايجمعيت بود ، به راه انداخت ؛ نفيسي نيز در سال 1297 به
گروه نويسندگان « دانشكده »پيوست . [ از نيما تا روزگار ما ، تاليف : يحيي آريان پور ، تهران : انتشارات زوار، ص 258 ]
هم دوره اي ها و همكاران : نفيسيدر
سال 1297 به گروه نويسندگان « دانشكده » پيوست و در مدت يك سالي كه اين
مجلهداير بود با ملك الشعراي بهار همكاري كرد. دو ركن ديگر اين مجله عباس
اقبال آشتيانيو غلامرضا رشيد ياسمي بودند. [ از نيما تا روزگار ما ، تاليف
: يحيي آريان پور ،تهران : انتشارات زوار ، ص 260 ]
وقايع ميانسالي : يكي
از رويدادهاي به وقوع پيوسته در دوران نفيسي انقلاب سوسياليست هايبلشويك
در روسيه بود. با به رسميت شناختن حكومت شوروي توسط ايران ، نخستين
سفيرشوروي ، روتشتاين وارد تهران شد ؛ پس از چندي نفيسي با چايكين ، مترجم
سفارت شورويكه فارسي را بسيار خوب مي دانست ، آشنا شد و بعد دوست شد و او
را با همه ادبايمعروف آن روز آشنا كرد. [ از نيما تا روزگار ما ، تاليف :
يحيي آريان پور ، تهران : انتشارات زوار ، ص260 ]
زمان و علت فوت : سعيد
نفيسي در 22 آبان ماه سال 1354 بر اثر بيماري آسم و قولنج بدرودزندگي گفت
.[ از نيما تا روزگار ما ، تاليف : يحيي آريان پور ، تهران : انتشاراتزوار
، ص262 ]
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سعيد
نفيسي علاوه بر فعاليت هاي آموزشي در وزارت فوائد عامه نيز اشتغالداشت .او
به مشاغل چندي همچون رياست فلاحت و مديريت مدرسه تجارت نيزدست يافت. همچنين
نفيسي از نخستين اعضاي فرهنگستان ايران بود.[ سخنوران نامي ايران ،
تاليفسيد محمد برقعي ، ج 6 ، ص 3667 ؛ كارنامه بزرگداشت بزرگان علم وادب ،
تاليف رحمتالله ابريشمي ، ص 229 ـ از نيما تا روزگار ما ، تاليف : يحيي
آريان پور ، تهران : انتشارات زوار ، ص 262 ]
فعاليتهاي آموزشي : نفيسي
پس از به پايان بردن تحصيلات تكميلي در اروپا ، به ايران بازگشت وبه تدريس
زبان فرانسه در دبيرستان هاي اقدسيه و سن لويي پرداخت و نيز در مدارس
علومسياسي ، دارلفنون ، مدرسه عالي تجارت ، مدرسه صنعتي ( هنرستان دولتي )
، دارلمعلمينعالي و پس از تاسيس دانشگاه تهران ، در دانشكده حقوق و سپس
ادبيات به تدريس اشتغالورزيد. نفيسي همچنين برا ي تدريس در دانشگاه هاي
كابل ، قاهره و سن ژوزف به كشورهايافغانستان ، مصر و لبنان سفر كرد.[ اثر
آفرينان - زندگي نامه نام آوران فرهنگيايران ، گردآوري ، ناتل خانلري و
يوسفي هروي ، زير نظر : دكترعبدالحسين نوايي ،انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ،
ج 6 ، ص 60 ]
سايرفعاليتها و برنامه هاي روزمره : سعيد
نفيسي فعاليت مطبوعاتي نيز داشتهكه از جمله مي توان به مديريت مجله فلاحت
و تجارت در زمان اشتغال در وزارت فلاحت وتجارت و فوايد عامه و در سال
1301سردبيري مجله ادبي پرتو با مديريت ميرزا محمد عليخان واله خراساني و
مدتي مديريت و نويسندگي مجله شرق اشاره كرد. او همچنين در سال 1340 ش.
در راديو برنامه يادداشتهاي يك استاد را كه راجع به شرح حال چند تن
ازبزرگان علم و ادب بود ، به مدت دو سال اجرا كرد. [ اثر آفرينان - زندگي
نامه نامآوران فرهنگي ايران ، گردآوري ، ناتل خانلري و يوسفي هروي ، زير
نظر : دكترعبدالحسين نوايي ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ، ج 6 ، ص 60 ]
آرا و گرايشهاي خاص : نثر
استاد نفيسي ساده ، شيوا ،بي تكلف و با لطف بيان همراه و همساز است. دكتر
رضاده شفق در اين باره چنين ميگويد: « شيوة نفيسي ، در نتيجه نيم قرن
آزمايش دمادم و نويسندگي پياپي توام بامطالعه و مقايسه سبك هاي گوناگون
ادوار مختلف ، در نغزنگاري و تنسيق لغات و عباراتبه مرحله رسيده بود كه مي
توان آن را ، بي اغراق بهترين نمونه نثر فارسي شمرد». [ از نيما تا روزگار ما ، تاليف : يحيي آريان پور ، تهران : انتشارات زوار ، ص 262 ]
جوائز و نشانها : ترجمه
كتاب آرزوهاي برباد رفته ، نوشته اونوره دو بالزاك ، در سال 1338 جايزه
سلطنتي را براي نفيسي بهارمغان آورد. [ از نيما تا روزگار ما ، تاليف :
يحيي آريان پور ، تهران : انتشاراتزوار ، ص 262 ]