تبليغاتX
زندگينامه مشاهير - عباس حري

زندگينامه مشاهير - عباس حري


زندگی نامه و بیوگرافی چهره های ماندگار
عباس حري  گروه : علوم انساني      رشته : كتابداري      محل تولد : مشهد      تاريخ تولد : 1315
 خلاصه : دكتر عباس حري در پانزدهم اسفند 1315 در خانوادهاي روحاني در مشهد به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همان شهر گذراند. پس از گذراندن سه سال اول دبيرستان وارد دانشسراي مقدماتي شد و پس از اتمام دورة دو سالة دانشسرا براي معلمي در يكي از روستاهاي شهرستان كاشمر(در جنوب خراسان) مأموريت يافت. در واقع در سال 1335 بود كه به جرگة معلمي پيوست. پس از دو سال خدمت در روستاي ريوش از بخش كوهسرخ(كاشمر) به شهر كاشمر منتقل شد و هفت سال نيز در آنجا خدمت كرد. در اين مدت مدرك ششم دبيرستان را كه به «ديپلم كامل» ميانجاميد(در مقابل اتمام دو سال دانشسرا كه «ديپلم ناقص» ناميده ميشد). به صورت آزاد گرفت و در همين زمان به فراگيري زبان انگليسي نيز پرداخت(زبان خارجي مرسوم آن زمان فرانسوي بود و انگليسي تازه باب شده بود). در سال 1342 ازدواج كرد و در سال 1345 به مشهد انتقال يافت و در همان سال در آزمون ورودي دانشگاه مشهد شركت جست. در آزمون ورودي رشتة تاريخ رتبة اول و در رشتة زبان و ادبيات انگليسي رتبة پنجم را كسب كرد. بنا به علاقهاي كه داشت وارد رشتة زبان و ادبيات انگليسي شد و در سال 1349 مدرك ليسانس خود را گرفت. پس از فراغت از تحصيل، در همان سال بنا به درخواست خود به تهران انتقال يافت و در آزمون ورودي فوق ليسانس كتابداري دانشگاه تهران شركت كرد و پذيرفته شد. در سال 1352 فوق ليسانس خود را گرفت و در سال 1353 از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران انتقال يافت و به عنوان مربي در گروه كتابداري اين دانشگاه به تدريس پرداخت. در همان سال از سوي دانشگاه مأموريتي يكساله براي توسعة اطلاعات خود به ايالات متحده گرفت و در همان زمان در آنجا، در دانشگاه كيس وسترن، براي مقطع دكتري نام نويسي كرد و پذيرفته شد. وي در مدت چهارده ماه دروس دكتري را با موفقيت گذراند و تمام وقت خود, به جز زمان كلاس هايش, را در كتابخانه ميگذراند. طبق مقررات ميبايست به ايران بازميگشت و چنين كرد. در سال 1358 براي تكميل دوره و گذراندن رسالة دكتري بار ديگر عازم همان دانشگاه شد و سرانجام در سال 1360 با مدرك دكتراي كتابداري و اطلاع رساني به كشور بازگشت
 والدين و انساب : مادرش از مردم تهران و پدرش اهل خراسان و مشخصاً اهل مشهد بود. از ناحيه پدر نسب وي به شيخ حُرّ عاملي، صاحب وسايل الشيعه، ميرسد. خانواده او از لحاظ اقتصادي متوسط بود. مادربزرگ مادريش از مردم خيابان خراسان(شهر تهران) و محله تير دوقلو بود كه همراه دخترش با اين نيّت كه بقيه عمر رادر جوار مرقد حضرت رضا(ع) سپري كند به مشهد كوچ كرده و در آنجا ساكن شده و طلبه جوان را براي همسري دخترش برگزيده بود. خانواده پدرياش پشت اندر پشت روحاني بودند. وصلت مادر و پدرش به چهار پسر و چهار دختر انجاميد. پدرش مورد اعتماد و احترام اهل محل و راهگشاي بسياري از مسائل خانوادهها و حَكَم اختلافات خانوادگي، اجتماعي، و اقتصادي بود. پدرش در اواخر عمر مبتلا به سرطان كبد شد و در سال 1342 چشم از جهان فروبست و چند سال بعد مادر نيز به او پيوست.
 خاطرات كودكي : كودكياش در دامان خانواده گذشت و در شش سالگي وارد مدرسهاي نيمه ديني شد. مدرسهاي كه به سبك امروزي اداره ميشد ولي بر دروس و علوم ديني تأكيد داشت. مدير و معاون مدسه و تعدادي از معلمان آن روحاني بودند. مدرسه در نزديكي محل سكونت وي قرار داشت. به طور مبهم، سربازان روس را به ياد ميآورد كه در آن سالها مشهد را به سمت شهرهاي شمالي خراسان ترك ميكردند تا به روسيه بازگردند. كلاس ششم ابتدايي را بايد در مدرسهاي ديگر ميگذراند كه كمي از منزل آنان دورتر بود. ساختمان اين مدرسه قبلاً كارخانه كبريت سازي بود و يكي از سرگرميهاي دانشآموزان اين بود كه از منزل كبريت ميآوردند و چون ديوارهاي ساختمان مدرسه آغشته به گوگرد بود، هر چوب كبريت را كه به ديوار ميكشيدند شعله ور ميشد و اين كار براي كودكان آن سنين لذت بخش بود و در عين حال بايد پيوسته منتظر تنبيه از سوي مسئولان مدرسه نيز ميبودند. از كلاس پنجم ابتدايي با كتابهاي پدرش آشنا شد. يكي از كتاب هايي كه از آن زمان به ياد دارد كتاب مجمع البحرين است. طرز يافتن لغت در اين كتاب را از پدرش فرا گرفت و شايد به دليل همين متفاوت بودن, بيش از ساير كتابها به يادش مانده باشد. كتاب ديگري كه خطي بود در سال ششم ابتدايي مورد استفادة او قرار گرفت. اين كتاب ورق اول نداشت, ولي آنچه در آن آمده بود دربارة خوبيهاي بهشت و زشتيهاي جهنم بود. از آن به عنوان يك كتاب داستان لذت ميبرد و گاه اگر كسي به منزل آنان سر ميزد برايش تعريف ميكرد. زن ميانسال مهرباني يك روز در ميان براي كمك به مادرش به خانة آنها ميآمد و هر وقت فرصت مييافت از وي ميخواست تا آن كتاب را با صداي بلند برايش بخواند. هر زمان كه به زشتيها و رويدادهاي هراس آور جهنم ميرسيد آن زن با صداي بلند گريه ميكرد. اين كار هراز چندگاهي تكرار ميشد.
 اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : وي پنجمين فرزند خانواده بود. در دوران كودكي و اندكي پس از آن آثار جنگ و اشغال در جامعه و طبعاً در شرايط خانوادگي نيز كاملاً مشهود بود. نان جو كه غذاي پايه محسوب ميشد چنان بود كه گويي از آرد نبيخته تهيه شده بود؛ همه چيز در آن پيدا ميشد. چاي خود را با كشمش كه آن هم با چيزهاي اضافي همراه بود ميخوردند. آن زمان همة اينها برايش عادي بود. چنين ميانديشيد كه زندگي همين است و واقعاً براي بسياري از مردم نيز چنين بود. وصله كردن لباس و جوراب كار عادي مادر بود. خياطها عادت داشتند كه كت و شلوار افراد را پشت و رو كنند. ميوه جزو ضروريات زندگي محسوب نميشد. وظايف دخترها، سواي مدرسه و درس، تميز كردن لامپ دود زده چراغها و ساييدن و برق انداختن سماور و سيني و ظروف برنجي بود كه با گرد آجر صورت ميگرفت. پودر شستشو هم چوبك بود. در زندگي روستايي خاك و گِل كنار جوي نقش چوبك را ايفا ميكرد. پول بسيار اندك و مخارج بسيار بالا بود. اين برداشتي امروزي است وگرنه در آن ايام و در گرماگرم دوران كودكي زندگي هماني بود كه بود.
 تحصيلات رسمي و حرفه اي : سه سالة اول(سيكل اول) دبيرستان را كه تمام كرد وارد دانشسراي مقدماتي شد تا براي شغل معلمي آماده شود. در دورة دو ساله دانشسرا در دورة زبان عربي كه در مهدية مشهد برگزار ميشد نامنويسي كرد وهمه روزه عصرها در حجرههاي درس حضور مييافت و طي اين مدت كتاب سيوطي را به پايان برد. پس از اتمام دوره دانشسرا به روستايي دور دست اعزام شد تا كار معلمي را آغاز كند. ششم دبيرستان و زبان انگليسي را در دورهاي كه در شهرستان كاشمر معلم بود به پايان برد و پس از انتقال به مشهد در 1345 وارد دانشگاه مشهد شد، ليسانس زبان و ادبيات انگليسي را در سال 1349 گرفت و بلافاصله تقاضاي انتقال به تهران كرد و در رشته فوق ليسانس كتابداري شركت جست و پذيرفته شد. پس از پايان اين دوره و انتقال از وزارت آموزش و پرورش به دانشگاه تهران، مدت چهارده ماه كه به ايالات متحده اعزام گرديد دروس دوره دكتري را به پايان رساند و به ايران بازگشت و در سال 1358 مجددﴽ براي اتمام دوره مأموريت يافت و سال 1360 پس از اخذ مدرك دكتري به ايران بازگشت و كار تدريس خود را در دانشگاه تهران ادامه داد.
 خاطرات و وقايع تحصيل : در دورة متوسطه, دبيرستان شاهرضا(مشهد) كه محل تحصيل وي بود زيرنظر مديري سخت گير, و در عين حال مهربان، اداره ميشد. سختگيري براي دبيرستاني كه دانشآموزان آن, گاه از دبيران درشتتر و قد بلندتر بودند، به جز با سختگيري ممكن نبود. رئيس دبيرستان را هرگز كسي بدون تركه نمي ديد. اين تركه, كه چندان هم نازك نبود, پيوسته در حال نوسان بود، حتي وقتي كه رئيس دستهايش را در پشت به هم قفل كرده بود. گاه برخي دانشآموزان را آنقدر به كف دستشان تركه ميزد كه خون ميافتاد. آنوقت خدمتگذار را صدا ميزد كه با مركوركوروم محل آزردگي را التيام ببخشد. علي رغم اين رفتار، دانشآموزان بدون استثناء او را دوست داشتند. كسي خندة او را نميديد. شبي نمايشي كمدي در دبيرستان اجرا ميشد كه همة دانشآموزان در تالار بزرگ آن حضور داشتند. رئيس دبيرستان نيز در انتهاي سالن ايستاده بود. به قسمت بسيار خنده آور نمايش كه ميرسيد، دانشآموزان به جاي آنكه به صحنه چشم بدوزند، سر خود را به عقب بر ميگرداندند كه خنده رئيس را ببينند. در تاريكي تالار، دندانهاي سفيدش را ميديدند و قند در دلشان آب ميشد. در دورة دانشسرا، گردش علمي خطة شمال خاطرهاي ماندني به جاي گذاشت. همه مسافران همسن و سال و دوست و آشنا بودند كه همراه رئيس و معاون دانشسرا سفري سيزده روزه را گذراندند و گوشه گوشة آن خاطره بود. دورة ليسانس در دانشگاه مشهد دوران پرالتهاب سياسي بود و گروه بنديهاي دانشجويي، مطالعه در عرصههاي مختلف، خواندن آثار كلاسيك غربي به زبان اصلي، مطالعة كامل متن اصلي نهجالبلاغه و صحيفه سجّاديه در اين دوره اتفاِ افتاد. استمرار مطالعات در دوره كارشناسي ارشد و در فضايي متفاوت ادامه يافت و عرصههاي جديدي در مطالعة وي گشوده شد. در دوره دكتري در نخستين قسمت كه به تنهايي به ايالات متحده اعزام شد، فرصت مغتنمي بود كه همة اوقات خود را در كلاس درس يا در كتابخانه بگذراند. باز بودن كتابخانههاي دانشگاهي تا نيمه شب اين فرصت را فراهم كرده بود كه با ولع و اشتياق آثاري را كه ميانديشيد ديگر به آنها دست نخواهد يافت مطالعه كند.
 فعاليتهاي ضمن تحصيل : در دورة تحصيل در دانشسراي مقدماتي بود كه كار نوشتن را آغاز كرد. روزنامهاي ديواري راهاندازي كرد كه فاصله انتشار آن هر دو هفته يك بار بود و كتابچه خاطرات سفر علمي به خطة شمال از نخستينهاي اين فعاليتهاست. در همين دوره بود كه به كانون نشر حقايق اسلامي پيوست كه ادارة آن را مرحوم محمدتقي شريعتي پدر روانشاد دكتر علي شريعتي بر عهده داشت. در دوره ليسانس در مشهد كار نوشتن جديتر شد و آثاري از وي در روزنامههاي محلي از جمله روزنامه خراسان درج گرديد. مجموعه آثار چاپ نشدهاي از آن دوران هنوز نزد وي باقي است. دوره ليسانس باكار آموزگاري در مدارس مشهد نيز همراه بود. در دوره فوق ليسانس در تهران، علاوه بر تحصيل، در دبيرستانهاي تهران به تدريس اشتغال داشت و در عين حال به صورت پاره وقت با كتابخانه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران و نيز مركز آموزش كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان همكاري ميكرد. كار نوشتن در اين دوره حال و هواي جديدي يافت.
 استادان و مربيان : از دورة ابتدايي مرحوم مؤمن زاده، مدير مدرسه، و روانشاد رياحي معلم كلاس پنجم را به خاطر دارد، كه اولي فردي مهربان و دومي معلمي سخت گير بود و به دليل اندام درشتش دانشآموزان از او بسيار ميترسيدند. در دورة دبيرستان روانشادان زوّار كه رئيس دبيرستان و تقي بينش كه دبير بود از جمله كساني هستند كه بيش از همه به خاطرش مانده است. در دورة ليسانس استاداني چون دكتر احمدعلي رجايي، دكتر غلامحسين يوسفي، و دكتر متيني و دكتر مختاري را به ياد دارد و در دوره فوق ليسانس شاگر كساني چون مرحوم محمدتقي دانش پژوه، روانشاد فرشته انوار و خانمها نوش آفرين انصاري، پوري سلطاني، زهرا شادمان، و آقاي علي سينايي بوده است. در دورة دكتري استاداني چون روانشاد دكتر جسن شرا، دكتر كنرادراسكي و دكتر ويليام گافمن, بيش از همه، وي را تحت تأثير قرار دادهاند.
 هم دوره اي ها و همكاران : از همدورهايهاي ابتدايي و متوسطه به كساني چون حسن اميني، حسين نجوميان، محمدرضا شجريان؛ در دوره دانشسرا علي رئوف و حسين نجوميان، و در دورة ليسانس خانم ناهيد بني اقبال، اسداله آزاد، و ناصر انصاري را بيش از همه به ياد دارد. از دوره فوق ليسانس آقايان بهاءالدين خرمشاهي، كامران فاني، نوراله مرادي، علي ميرزايي، و عبدالحسين آذرنگ را به خاطر ميآورد. در دوره دكتري با آقايان دكتر شاهرخ افشارپناه، دكتر سيد صادق، دكتر جعفر مهراد، و خانم دكتر مهرانگيز حريري، بيش از ديگران مراوده داشته است. همكاران امروز بسييار زيادند ونام بردن آنها ممكن است سبب سهوالقلم و در نتيجه شرمساري شود، ولي نميتواند از كساني چون خانمها نوش آفرين انصاري و دكتر نرگس نشاط و آقايان دكتر رحمتاله فتاحي، دكتر جعفر مهراد، و محمود حقيقي كه همكاري فعالانهتري با آنان دارد به خير ياد نكند.
 همسر و فرزندان : در سال 1342 با بانويي از شهر كاشمر ازدواج كرد كه حاصل آن دو فرزند پسر بوده است. اين دو فرزند يكي در رشته پزشكي و ديگري در رشته دندانپزشكي از دانشگاه تهران فارغالتحصيل شدند و هم اكنون داراي همسر و فرزند بوده و به طبابت اشتغال دارند و مادرشان نيز سرگرم كدبانويي است. اين خانواده چهار نفره افت و خيزهاي بسيار فراوان در طول زندگي داشتهاند و سختترين ايام را نيز بدون گلايه و در نهايت شكيبايي از سرگذراندهاند. بردباري شان شايان قدرشناسي است
 مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : 1335 آغاز كار معلمي، كاشمر 1335 – 1353 معلمي و دبيري در آموزش و پرورش 1342 ازدواج، كاشمر 1349 ليسانس زبان و ادبيات انگليسي، مشهد 1351 - 1353 همكاري با بخش آموزش كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان 1352 فوق ليسانس كتابداري، تهران 1352 عضو كميته تحقيق گروه كتابداري دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران 1352 - 1356 عضو كميته آموزش انجمن كتابداران ايران 1353 انتقال از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران 1353 - 1355 دبير انجمن كتابداران ايران 1353 تاكنون عضو هيات علمي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران 1353 تاكنون عضو شوراي كتاب كودك 1354 – 1355 عضو كميته انتخاب و خريد كتاب دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي 1354 – 1356 سرپرست امور دانشجويي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران 1360 دكتراي كتابداري و اطلاعرساني، دانشگاه كيس وسترن، كليولند، اوهايو، ايالات متحده امريكا 1361 تاكنون عضو كميته اجرايي فرهنگنامه كودكان و نوجوانان 1363 – 1370 همكاري با دانشنامه جهان اسلام 1363 – 1370 ويراستار و مترجم بنياد دايرهالمعارف اسلامي 1364- 1370 سرپرستي ترجمه دانشنامه مك گروهيل با انتشارات اميركبير 1365 – 1370 مدير بخش اطلاعات بنياد دايرهالمعارف اسلامي 1365– 1369 مدير بخش ويراستاري اميركبير 1380تاكنون سردبير و عضو هيات تحريريه مجله روانشناسي و علوم تربيتي 1365 – 1380 مدير بخش اطلاعات دفتر پژوهشهاي فرهنگي 1370 – 1373 عضو كميته علمي و سياستگذاري اصطلاحنامه فرهنگي فارسي(اصفا)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ سازمان مدارك قرهنگي انقلاب اسلامي 1370 - 1373 مشاور فني كتابخانه ملي 1370 تاكنون عضو شوراي تحصيلات تكميلي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي 1372-1375 عضو وابسته گروه علوم انساني فرهنگستان علوم 1372 – 1379 مشاور اصطلاحنامه علوم قرآني، قم 1373 – 1379 مشاور اصطلاحنامه فارسي فلسفه اسلامي، قم 1373-1379 عضو كميته ملي اطلاع رساني كميسيون ملي يونسكو 1373 – 1374 عضو كميته علمي هشتمين همايش ملي در حوزهاطلاعرساني 1373 - 1375 عضو مجمع هماهنگي نظامهاي اسنادي 1373 – 1377 نايب رييس كنگره بينالمللي كتابداران و اطلاعرسانان مسلمان 1373 - 1380 معاون پژوهش كتابخانهي ملي 1373 تاكنون عضو كميته منطقهاي آسيا و اقيانوسيه، ايفلا 1374 دبير همايش بينالمللي كتابداران و اطلاعرسانان مسلمان (كامليس) در تهران 1374 – 1379 مدير گروه پژوهشي انتشارات سمت 1374 – 1380 مدير گروه آموزش كتابداري و اطلاعرساني دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي 1374 – 1380 طراحي، توسعه، سرپرستي و سرويراستاري دايرهالمعارف فارسي، كتابداري و اطلاعرساني (ج1) 1374 – 1380 مدير مسئول و سردبير مجله فصلنامه كتاب 1374 تاكنون عضو شوراي سردبيران مجلههاي دانشگاه تهران 1375-1377 عضو شوراي برنامه ريزي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران 1375 - 1381 عضو كميته انتخاب كتاب برگزيده سال 1375 تاكنون عضو شوراي آموزشي و پژوهشي دانشكدهروانشناسي و علوم تربيتي 1376 دبير نخستين همايش بينالمللي جوانِ مسلمان و رسانه 1376 رييس كميته توليد علم ، تدوين و ارايه آن ؛ دانشگاه تهران 1376 - 1377 ويراستار مجله علوم تربيتي 1376-1378 عضو هيات تحريريه نشريه سخن سمت 1376 – 1384 مشاور اطلاعرساني رئيس جمهور 1376 – 1384 عضو شوراي عالي اطلاعرساني كشور 1377 – 1381 مشاور پژوهشهاي كاربردي دانشگاه تهران 1377 – 1382 عضو شوراي انتشارات دانشگاه تهران 1377 تاكنون عضو هيات مشاوران عالي كتابخانه ملي 1378 تاكنون عضو هيات تحريريه مجله علوم كتابداري و فن آوري اطلاعاتي ايران( انگليسي) 1379 – 1380 سرپرست كتابخانه دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي 1379 تاكنون مدير مسئول مجله پل فيروزه (دفتر پژوهشهاي فرهنگي) 1380 – 1382 معاون آموزشي و تحصيلات تكميلي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي 1380 تاكنون عضو هيات تحريريه مجله انگليسي علم و فنآوري اطلاعات (شيراز) 1380 تاكنون عضو انجمن برنامهريزي آموزشي 1381 دبير گروه كتابشناسي و نسخهشناسي اولين همايش ملي ايرانشناسي 1381-1383 عضو كميته منتخب جذب هيات علمي دانشكده روانشناسي علوم تربيتي دانشگاه تهران 1381 – 1383 عضو كمسيون ارزيابي نشريات دانشگاه تهران 1381 تاكنون مدير مسئول مجله اطلاعشناسي 1382 تاكنون معاون پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي 1382 تاكنون سردبير مجله كتابداري (دانشگاه تهران) 1382 تاكنون عضو هيات مؤسس انجمن مطالعات جامعه اطلاعاتي ايران 1383 تاكنون عضو پيوسته انجمن مطالعات جامعه اطلاعاتي ايران 1382 - 1383 مدير گروه پژوهشي رسانه كتاب، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات 1383 تاكنون عضو شوراي علمي بنياد ملي اطلاعات علمي وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري 1383 تاكنون مدير كميته واژه گزيني فرهنگستان زبان و ادب فارسي 1383 تاكنون دبير گروه كتابشناسي و نسخهشناسي دومين همايش ملي ايرانشناسي 1383 عضو كميته علمي – فني اطلاع رساني سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي؛ وزارت جهاد كشاورزي 1384 عضو انجمن كتابخانههاي عمومي استان تهران 1384 تاكنون رئيس انجمن ترويج علم ايران 1384- تاكنون عضو شوراي تخصصي گروه كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه تربيت مدرس 1384 عضو كميته تخصصي رشته روانشناسي و علوم تربيتي موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران 1384 عضو كميته تدوين آيين نامه جامع ارتقاء علوم انساني – اجتماعي و هنر دانشگاه تهران 1384 عضو هيات مميزه نظارت بر فعاليتهاي اعضاي هيات علمي بنياد دايره المعارف اسلامي 1385 عضو هيات مميزه مركزي وزارت علوم و تحقيقات و فنآوري 1385 عضو كميسيون تخصصي علوم انساني وزارت علوم و تحقيقات و فن آوري 1385 عضو كميته راهبردي نظام اطلاع رساني دانشگاهي وزارت علوم و فنآوري 1385 عضو كميته كارآفريني دانشگاه تهران
 فعاليتهاي آموزشي : تدريس در دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد واحد شمال، دانشگاه تربيت مدرس، دانشگاه الزهراء، دانشگاه شيراز، دانشگاه اهواز، و دانشگاه مشهد در رشته كتابداري و اطلاع رساني در مقاطع ليسانس، فوق ليسانس، و دكتري و هدايت بيش از 150 پايان نامه كارشناسي ارشد و دكتري
 مراكزي كه فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : - همكاري در راهاندازي بنياد دايرةالمعارف اسلامي در خدمت جناب آقاي دكتر مهدي محقق - راه اندازي واحد اطلاعاتدفتر پژوهشهاي فرهنگي - راه اندازي واحد اطلاعات بنياد دايرةالمعارف اسلامي - راه اندازي مجله اطلاع شناسي - راه اندازي دايرةالمعارف كتابداري و اطلاع رساني - راه اندازي بانك مطالعات ايرانشناسي - راه اندازي كميته واژه گزيني كتابداري و اطلاع رساني در دورة اخير فرهنگستان زبان و ادب فارسي
 ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : - داوري مقالات مجلات علمي - داوري كتاب سال دانشگاهي - داوري كتاب سال جمهوري اسلامي ايران - داوري پژوهشهاي فرهنگي - داوري طرحهاي تحقيقاتي - داوري آثار جشنواره خوارزمي - داوري پايان نامههاي ارشد و دكتري - بررسي كارهاي علمي دانشجويان - شركت در جلسات مستمر پژوهشي، آموزشي و هيأتهاي مميزه دانشگاه و وزارت علوم، و جلسات مختلف ديگر دانشگاهي و وزارتي - همكاري با بنياد ايران شناسي - كارهاي قلمي(مقاله و كتاب)
 شاگردان : شاگردان دورههاي دانشگاهي وي بسيار كثيرند كه طي بيش از 33 سال كار دانشگاهي در مقاطع مختلف به تحصيل اشتغال داشتهاند. از ميان اين شاگردان، از قديم به جديد به نام هايي چون كاظم حافظيان، ابراهيم عمراني، محمد حسن خوشنويس، فرخ اميرفريار، محمدحسن رجبي، نرگس نشاط، زهير حياتي، رحمتاله فتاحي، هاجر ستوده، كيوان كوشا، برميخوريم كه هريك در عرصه و زمينهاي فعاليت داشته و از كاميابي هايي برخوردار بوده و رهاوردهاي ارزندهاي نيز داشتهاند
 همفكران فرد : از همفكران وي در عرصههاي مختلف علمي, از جمله كساني كه با انديشههايش نزديكي بيشتري داشته اند نخست سركار خانم دكتر نرگس نشاط و سپس خانمها نوش آفرين انصاري، نوراله مرادي، كامران فاني، محمدحسن رجبي، دكتر رحمت اله فتاحي و دكتر علي رئوف در اين زمره قرار ميگيرند.
 آرا و گرايشهاي خاص : وي بسيار علاقهمند به نظريه پردازي در عرصة اطلاعات و اطلاعشناسي است و به همين دليل از دهه 1360 به بحث درباره نظريههاي اطلاعات از جمله نظريه رياضي، نظريه معنا شناختي، نظريه سيبرنتيكي، و اخيراً نظريه كوانتومي اطلاعات پرداخته و در اين زمينه آثاري نيز عرضه كرده است. به رويكردهاي ديگري نيز، با استفاده از استدلال استعاري، در زمينه اكولوژي اطلاعات، اختلاف پتانسيل اطلاعاتي، و نيز روش اطلاع شناختي پرداخته است. وي در گذشته نيز در نقد عالم سوم پوپر، تحليل نظر ابن خلدون در باب تأليف، و جست و جوي مباني تحليل استنادي غرب در علم الحديث و علوم اسلامي قلم زده است.
 جوائز و نشانها : v دريافت لوح تقدير به مناسبت انتخاب بهعنوان استاد پيشكسوت از سوي انجمن كتابداري و اطلاعرساني ايران و دانشگاه تهران؛ v دريافت لوح تقدير به مناسبت انتخاب كتاب «آيين نگارش علمي» به عنوان كتاب برگزيده دانشگاهي از طرف دانشگاه تهران،1380 v دريافت لوح تقديروجايزه به مناسبت برنده شدن كتاب «مروري بر اطلاعات و اطلاعرساني» به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران,1372
 چگونگي عرضه آثار : آثار دكتر حري به صورت تاليف، ترجمه، مقاله، يادداشتها و نگارشها، سخنراني،


برچسب ها : عباس , حري

نوشته شده در 1387/10/29ساعت توسط به ناز | نظر (2)