| |
| محمد فرخي يزدي |
گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي محل تولد : يزد تاريخ تولد : 1268 خلاصه : محمد
فرخي يزدي ، فرزند محمد ابراهيم سمسار،در سال 1268 ، در يزد به دنيا آمد.
او در مكتب خانه هاي يزد ادبيات فارسي و عرب را فرا گرفت. از پانزده سالگي
شعر مي سرود و تحولات سياسي كشور را پيگيري مي كرد،او پس از انقلاب
مشروطيت وارد عرصه سياست شد و چنانكه اشعاراو رنگ و بوي انتقادي و سياسي
به خود گرفت و همين امر وي را با رها تا مرز شكنجه و حبس قرار داد . از
جمله در دوره نخست وزير وثوق الدوله با حكومت وقت و قرارداد 1919 مخالفت
كرد و در اثر آن مدتها در حبس بسر برد. فرخي در سال 1307 خورشيدي در دوره
هفتم از طرف مردم يزد به نمايندگي مجلس شوراي ملي برگزيده شد. او سرانجام
در سال 1319 خورشيدي بطور اسرار آميزي زندگي را بدرود گفت. والدين و انساب : محمد
فرخي يزدي ، فرزند محمد ابراهيم سمسار يزدي در يزد متولد شد.[ سخنوران
نامي ايران در تاريخ معاصر ، تاليف محمد اسحاق ، نشر طلوع و سيروس ، ص 382
ـ شهيدان قلم و انديشه ، پژوهش: عبدالرفيع حقيقت، انتشارات كومش ، ص 575 ] تحصيلات رسمي و حرفه اي : فرخي
يزدي در مكتب خانه هاي يزد ادبيات فارسي و عرب را فرا گرفت. [ روزنامه
اطلاعات ، سه شنبه 3 اسفند 1378 ، شماره 21852ـ سخنوران نامي ايران در
تاريخ معاصر ، تاليف محمد اسحاق ، نشر طلوع و سيروس ، ص 382 ] خاطرات و وقايع تحصيل : فرخي
يزدي از پانزده سالگي شعر مي سرود و تحولات سياسي كشور را پيگيري مي
كرد،همين امر باعث گشت تا در سن پانزده سالگي با سرودن شعري از مدرسه
اخراج شود. [ زندگينامه شاعران ايران ، تاليف: ليلا صوفي ، انتشارات
جاجرمي ، ص268 ـ روزنامه اطلاعات ، سه شنبه 3 اسفند 1378 ، شماره 21852] فعاليتهاي ضمن تحصيل : فرخي
يزدي از طبقه متوسط و رنجبر برخاست.او پس از تحصيلات مقدماتي ناچاربه
كارگري مشغول شد و اين زماني بود كه سن شانزده سالگي را سپري مي كرد. وي
پس از تحصيلات مقدماتي فارسي ، در سن شانزده سالگي به كارگري مشغول شد. [
سخنوران نامي ايراندر تاريخ معاصر ، تاليف محمد اسحاق ، نشر طلوع و سيروس
، ص 382 ـ شهيدان قلم و انديشه ، پژوهش: عبدالرفيع حقيقت، انتشارات كومش ،
ص 575 ] وقايع ميانسالي : فرخي
در نوروز سال 1289 مسمطي ساخت و در مجمع دموكرات هاي يزد خواند كه قسمتي
از آن اشاراه به حكمران شرور يزد به نام زعيم الدوله قشقايي بود: عيد جم
شد اي فريدون خو ، بت ايران پرست مستبدي خوي ضحاكي است اين نو ، نه زدست
تا آنجا كه صريحاً به حاكم خطاب مي كند: خود تو مي داني ، نيم از شاعران
چاپلوس كز براي سيم بنمايم كسي را پايبوس يا رسانم چرخ ريسي را به چرخ
آبنوس من نگويم تويي درگاه هيچ جا همچو طوس ليك گويم ، گر به قانون مجري
قانون شوي بهمن و كيخسرو و جمشيد و فريدون شوي همين امر موجب غضب ضعيم
الدوله قشقايي حاكم يزد گرديد و امر كرد دهان فرخي را دوخته و به زندان
انداختند. بعد از اين عمل شرم آور آزاديخواهان و دمكرات ها در تلگرافخانه
جمع شدند و به مجلس و ساير مقامات اين خبر را مخابره كردند و عموم وكلاي
مجلس شوراي ملي را برانگيختند ، كه وزير كشور را مورد استيضاح قرار دهند
ولي وزير كشور اين حادثه را تكذيب كرد. با تقاضاي زياد مردم و راپرتي از
نايب مراغه ،زعيم الدوله احضار گرديد . او گفت : اين شخصيت را به واسطه
گستاخي چوب زده ام ، در همان موقع شرح اين جنايت در ورق كاغذ به وسيله چاپ
سنگي طبع و منشر گرديد. فرخي يزدي سرانجام بعد از يكي دو ماه از زندان
فرار كرد و ضعيم الدوله نيز معزول و حاج فخرالملك به حكومت يزد منصوب شد و
از فرخي دلجويي كرد. او در اوايل جنگ جهاني اول به بغداد و كربلا مهاجرت
كرد و چون مورد تعقيب انگليسي ها واقع شده بود با پاي پياده به موصل رفته
و از آنجا به ايران آمد. او پس از ورود به ايران گرفتار قشون تزاري روس
گرديدو مدتها محبوس بود ، همچنين در تهران مورد حمله ترور قفقازي ها قرار
گرفت ولي تيرها به او اصابت نكرد. در دوره نخست وزير وثوق الدوله با حكومت
وقت و قرارداد 1919 مخالفت كرد و در اثر آن مدتها در حبس بسر برد. فرخي در
دوره نخست وزيري سيدضياءالدين طباطبايي نيز در باغ سردار اعتماد محبوس
گشت. [ سخنوران نامي ايران در تاريخ معاصر ، تاليف محمد اسحاق ، نشر طلوع
و سيروس ، ص 382 ـ شهيدان قلم و انديشه ، پژوهش: عبدالرفيع حقيقت،
انتشارات كومش ، ص 575 ـ زندگينامه شاعران ايران ، تاليف: ليلا صوفي ،
انتشارات جاجرمي ، ص268 ] زمان و علت فوت : فرخي
يزدي در سال 1319 خورشيدي بطور اسرار آميزي (گويا بوسيله انژكسيون خالي)
زندگي را بدرود گفت. [ شهيدان قلم و انديشه ، پژوهش: عبدالرفيع حقيقت،
انتشارات كومش ، ص 578 ـ روزنامه اطلاعات ، سه شنبه 3 اسفند 1378 ، شماره
21852] مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : در
سال 1307 خورشيدي در دوره هفتم از طرف مردم فرخي يزدي به نمايندگي مجلس
شوراي ملي برگزيده شد.[ سخنوران نامي ايراندر تاريخ معاصر ، تاليف محمد
اسحاق ، نشر طلوع و سيروس ، ص 382 ـ شهيدان قلم و انديشه ، پژوهش:
عبدالرفيع حقيقت، انتشارات كومش ، ص 575 ـ زندگينامه شاعران ايران ،
تاليف: ليلا صوفي ، انتشارات جاجرمي ، ص268 ] ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : از
جمله فعاليت هاي فرخي يزدي در دوران مشروطيت ايران ، پيوستن به حزب دمكرات
بود.در سال 1300 خورشيدي روزنامه طوفان را منتشر ساخت. با اينكه اين
روزنامه كراراً توقيف گرديد و مرتباً منتشر نشد ، سال هشتم خود را به
پايان رساند. در جشن دهمين سال انقلاب كبير اكتبر بنا به دعوت دولت اتحاد
جماهير شوروي سوسياليستي به اتفاق چند تن به آن كشور سفر كرد و مدت يازده
روز در آن كشور توقف كرد سپس به ايران بازگشت و سفرنامه خود را در روزنامه
طوفان به تدريج منتشر مي كرد كه روزنامه اش توقيف گرديد و سفر نامه اش
ناتمام ماند. سرانجام نزديك ختم آن دوره به روسيه و از آنجا به برلن رفت.
مقاله هايي در مجله پيكار چاپ برلن منتشر نمود. چون از طريق سفارت ايران
در آلمان به قطع همكاري با مجله پيكار محكوم شد ، نشريه ‹‹ نهضت ›› را در
آلمان منتشركرد كه تنها چند شماره اش بيرون آمد . [ سخنوران نامي ايراندر
تاريخ معاصر ، تاليف محمد اسحاق ، نشر طلوع و سيروس ، ص 382 ـ شهيدان قلم
و انديشه ، پژوهش: عبدالرفيع حقيقت، انتشارات كومش ، ص 575 ـ زندگينامه
شاعران ايران ، تاليف: ليلا صوفي ، انتشارات جاجرمي ، ص268 ] آرا و گرايشهاي خاص : اشعار
فرخي خيلي سليس و روان و داراي فكر و مضامين تازه است ، رباعيات او در
عالم سياست كم وزن تر از رباعيات خيام در عالم عرفان و فلسفه نيست. در
فرخي چيزي كه خيلي دقت و توجه و مخصوصاً در خور يادداشت است ، قوت طبع او
در سرودن اشعار است و بسا ديده شده كه به فاصله مدت كوتاهي غزلي لطيف
ساخته است ، غزل هايي كه در طوفان درج است عموماً بالبديهه مي باشد.[
سخنوران نامي ايران در تاريخ معاصر ، تاليف محمد اسحاق ، نشر طلوع و سيروس
، ص 386 ] |
|
|
نوشته شده در 1387/10/29ساعت توسط به ناز
| نظر (1)
/blog_content?>
|
|